أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
635
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
رسائلى : بهترين ساقهء زيرزمينى [ سوسن ] آن است كه شيرهاش زياد باشد و اجزايش به هم فشرده و كوتاه 11 باشند ، خشك نشده و پرگوشت باشند ؛ آن متمايل به زرد ، خوشبو و به دور از گنديدگى باشد ؛ اما به مزهاش اشاره نمىشود 12 . كسى كه آن را بچشد به عطسه مىافتد . در ناحيهء شيراز گياهى معطر مشهور به سوسن نرجس 13 وجود دارد ، برگهايش به برگهاى سوسن مىماند و اندرون [ گلهايش ] 14 درست مانند چشمهاى نرگس است . حمزه : [ سوسن ] سفيد به نام آزاد سوسن همان « سوسنادرا » 15 است ، زيرا « درا » [ ؟ ] به معناى « آزاد » است . پولس : جانشين [ سوسن ] راسن معطر است . سوسن آسمانگون همان افاميرون 16 است ، ريشهء [ سوسن ] سياه به رومى اخينوس 17 ، به سريانى ادمدخرااوكامى 18 [ ؟ ] و به رومى 19 ايرينوقرينوس 20 [ ناميده مىشود ] . مؤلّف المشاهير : دلال 21 همان سوسن سرخ است . [ شاعر ] گفته است : گر باز شود دلال سرخ * رسد به مشامت بويى چون بوى ميخك پولس : برخى مردمان روغن آن را « روغن سوسن » مىنامند و چنين نامى كاملا مناسب است زيرا آن را از ساقهء زيرزمينى سوسن به دست مىآورند 22 . ابو حاتم : [ سوسن ] سفيد عيثوم 23 است و سرخ تيره - هوبر 24 . ابو حنيفه : نام [ سوسن ] عربى نيست . او را انواع بسيار است و خوشبوترين آنها 25 [ نوع ] سفيد است . صهاربخت : [ سوسن ] بستانى همان آزاد سفيد است 26 . ابن ماسويه : جانشين روغن [ سوسن ] روغن غار است . رازى : جانشين سوسن در دردهاى سينه و ششها كتيرا مخلوط با شيرهء انجير 27 است . ديسقوريدس دربارهء سوسن [ مىگويد ] : گلهايش يكى روى ديگرى قرار گرفته است ، آنها گوناگوناند - سفيد متمايل به زرد ، ارغوانى ، آبى آسمانى و شبيه رنگينكمان . ساقههاى زيرزمينىاش گرههاى بسيار دارد و خوشبوست . هنگام گردآورى و خشك كردن در سايه ، بايد آنها را با سوزن سوراخ و سپس جمعوجور كرد . بهترين [ ساقهء زيرزمينى ] متراكم و كوتاه است و به سختى مىشكند ، سبزوش ، خوشبو و تندمزه است .